خرید بک لینک

درباره سایت

صداقت

امکانات وب

همدیگرراپیرنکنیم..... کاری به کار همدیگر نداشته باشیم... باور کنید تک تک آدم ها زخمی‌اند....هرکس‌ درد خودش را دارد دغدغه‌ی خودش را داردمشغله‌ی خودش داردباور کنید...ذهن‌ها خسته‌اند قلب‌ها زخمی‌اندزبان‌ها بسته‌اند برای دیگران آرزو کنیمبهترین‌ها را....راحتی را....همه گم شده‌ایمیاری کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود..آدم ها آرام آرام پیر نمیشوند..آدمها در یک لحظه ..با یک تلفن...با یک جمله ...با یک نگاه ... با یک اتفاق...با یک نیامدن..بایک دیر رسیدن.بایک "باید برویم"..وبایک "تمام کنیم" پیر مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 13:15

دورغ

مطمئن باشید هر جوابی راست نیست!

دنیا پر از دروغه و هر حرفی ممکنه دروغ باشه

همینطور برعکس ممکنه هر حرفی راست باشه

اول ته و توش رو دربیارید و بعد بفهمید

دروغ گفتن یا نگفتن حقیقت ممکنه الکی باشه

سعی کنید خودتون دروغ نگید تا کمتر دروغ بشنوید

نمیشه اصلا نشنوید ، شاید کمتر !

خودتونو با حرفای نامطمئن ، خوشحال یا ناراحت نکنید

♥ نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 2:11 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 13:15

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری

برای جبران این غفلتها به ما دهد

کسانی را که دوست دار

همیـشه کنارخود داشته باش

و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری

مراقبشان باش..

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: چهارشنبه 29 شهريور 1402 ساعت: 16:08

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری

برای جبران این غفلتها به ما دهد

کسانی را که دوست دار

همیـشه کنارخود داشته باش

و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری

مراقبشان باش..

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1402 ساعت: 23:25

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری

برای جبران این غفلتها به ما دهد

کسانی را که دوست دار

همیـشه کنارخود داشته باش

و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری

مراقبشان باش..

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 4 شهريور 1402 ساعت: 19:13

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری

برای جبران این غفلتها به ما دهد

کسانی را که دوست دار

همیـشه کنارخود داشته باش

و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری

مراقبشان باش..

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: چهارشنبه 25 مرداد 1402 ساعت: 18:48

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری

برای جبران این غفلتها به ما دهد

کسانی را که دوست دار

همیـشه کنارخود داشته باش

و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری

مراقبشان باش..

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1402 ساعت: 17:51

همیشه فردایی نیست تا زندگی فرصت دیگری

برای جبران این غفلتها به ما دهد

کسانی را که دوست دار

همیـشه کنارخود داشته باش

و بگو چقدر به آنها علاقه و نیاز داری

مراقبشان باش..

♥ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۲ ساعت 0:20 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 19:18

گربا لبخندی زیبا دلم را صفا بخشی ودرهای امیدرا به رویم بگشایی...

یا اگرمرا چون برگهای خزان بدست فراموشی بسپاری...

و با چشمان عمیق زیبایت مرا ترک کنی...

باز هم تو را چون غنچه ی بهاری دوست دارم...

زیرا چون آفتابی گرم و جانبخش وجودم را پر احساس میکنی.

:::دوستت دارم فقط همین:::

::تقدیم ب بهشتم::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: دوشنبه 7 فروردين 1402 ساعت: 14:03

گربا لبخندی زیبا دلم را صفا بخشی ودرهای امیدرا به رویم بگشایی...

یا اگرمرا چون برگهای خزان بدست فراموشی بسپاری...

و با چشمان عمیق زیبایت مرا ترک کنی...

باز هم تو را چون غنچه ی بهاری دوست دارم...

زیرا چون آفتابی گرم و جانبخش وجودم را پر احساس میکنی.

:::دوستت دارم فقط همین:::

::تقدیم ب بهشتم::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: سه شنبه 9 اسفند 1401 ساعت: 14:50

گربا لبخندی زیبا دلم را صفا بخشی ودرهای امیدرا به رویم بگشایی...

یا اگرمرا چون برگهای خزان بدست فراموشی بسپاری...

و با چشمان عمیق زیبایت مرا ترک کنی...

باز هم تو را چون غنچه ی بهاری دوست دارم...

زیرا چون آفتابی گرم و جانبخش وجودم را پر احساس میکنی.

:::دوستت دارم فقط همین:::

::تقدیم ب بهشتم::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 22 بهمن 1401 ساعت: 19:08

رفیقان با رقیبانم نشستند؛
نمک خورها نمکدان را شکستند
خوشا روزی که دنیا مال ما بود؛
رفیقی در پی دیدار ما بود... u200du200du200d♥️

♥ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ ساعت 23:51 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 19:00

فکر کردم وقتی دوستم موهایش را کوتاه کرده و زیبا شده من هم میشوم. درست گفتهاند که آدم را سگ بگیرد بهتر است تا جو بگیرد. بگذریم…وسوسهی موی کوتاه همیشه با هر زنی هست. اینکه راحت بنشینی روی صندلی و بگویی: «کوتاه کوتاه».بعد از چند دقیقه هم یک نفر از اون پشت بیاید و با جاروی دسته بلند موهای جارو شدهی روی زمین را بریزد توی خاک انداز و ببرد برای کیسهی مشکی زباله. البته آن زمان نمیفهمی و راحت با موهای روی زمین خداحافظی میکنی. هی با ذوق توی آینه نگاه میکنی و یک نفر هم با یک آینهی دیگر کمکت میکند که پس کلهات را هم ببینی و توقع دارد کف و سوت بزنی برای هنرش! شال سر میکنی و میزنی به خیابون و هی دست میبری به سرت و سبکیاش این احساس را بهت میدهد که چیزی سرت نیست و مدام باید شال و روسریات را چک کنی… آنجا هم نمیفهمی.به خانه که رسیدی کشوی اول جلو آینه را که باز کردی، سرمها و تقویت کنندههای ساقه مو و سایر آت و آشغالهایی که وقتهای بیکاری بهشون دل خوش کرده بودی را میبینی، پیش خودت میگویی: «دیگه راحت شدم الآن موهام سالمه»، وقتی اونارو از جلو دست جمع میکنی و با خودت فکر میکنی که کجا بچپونیشون، نه، آنجا هم نمیفهمی.هوا کم کم تاریک میشه و چای توی قوری نم نمک دم میکشه و کلید توی در میچرخه و بعد از چند دقیقه میشنوی: «مبارکت باشه!» باز هم نمیفهمی.اما وقتی شب به نیمه رسید، وقت خواب موقع آخرین عبورت از جلوی آینه یکهو دلت میگیرد. نگاه میکنی میبینی امشب هم مثل تمام شبهای قبلش، بودن و نبودن موهایت به بودن چیزی کمک نکرد.حداقل [قبلن] توی تاریکی مینشستی و حرفهایت را لابهلایشان میبافتی و با یک کش محکم تهشان را گره میزدی که جایی درز نکند.زن باید موهایش بلند باشد که یک روز صافش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 19:00

خیلی وقت است از خودم عبور کرده ام....از خودم خبرندارم!!!یادم بخیر

دیگر از آنهمه شیطنت و شلوغی خبری نیست؛

انقدر به خاطر ضربدر های جلوی اسمم چوب روزگار را خوردم؛

تبدیل شدم به ساکت ترین شاگرد کلاس زندگی..............

♥ نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم خرداد ۱۳۹۹ ساعت 18:0 توسط ::وحیده:::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 11:25

گربا لبخندی زیبا دلم را صفا بخشی ودرهای امیدرا به رویم بگشایی...

یا اگرمرا چون برگهای خزان بدست فراموشی بسپاری...

و با چشمان عمیق زیبایت مرا ترک کنی...

باز هم تو را چون غنچه ی بهاری دوست دارم...

زیرا چون آفتابی گرم و جانبخش وجودم را پر احساس میکنی.

:::دوستت دارم فقط همین:::

::تقدیم ب بهشتم::

برچسب: نویسنده: الینا سامانی تاريخ: سه شنبه 14 تير 1401 ساعت: 11:25

صفحه بندی